چرا باید ریاضی بخوانیم ؟

09/02/1399
زمان مطالعه : 7 دقیقه
0 نظر
چرا باید ریاضی بخوانیم ؟

خیلی از شماها که اومدین اینجا و دارین این مقاله رو می خونین، می خواین به جواب سوالاتون که اکثرا مشترکه برسین. حالا بزارین بحث رو با همین سوالای مشترک شروع کنم و ببینم چه جوابی واسشون پیدا میکنم:

همتون میپرسین ای خدا چرا باید ریاضی بخونیم؟چرا باید وقتمو و پولمو برای رفتن به کلاس های تدریس خصوصی ریاضی بزارم ؟ اصن کجای زندگیمون این ریاضیجات بدردمون میخوره؟ اصن مگه میشه کسی از ریاضی خوشش بیاد؟ حالم از هرچی ریاضیه بهم میخوره. کجای زندگیم قراره از این همه فرمول استفاده کنم؟ مثلا واسه ازدواجم قراره مشتق و انتگرال بگیرم تا ببینم با چی کسی باید ازدواج کنم یا باید از مثلثات استفاده کنم؟ یا واسه اینکه بخوام دندون یه بیمار رو بکشم باید لگاریتمش رو حساب کنم؟ و .... هزار و یک سوال و جمله دیگه که یه معلم ریاضی مثه من زیاد به گوشش خورده. حتی خود منم که الان معلم ریاضی هستم یه زمانی این سوالا تو ذهنم میچرخید و حتی یه موقعی هم از ریاضی حالم بهم میخورد. حتی وقتی میدیدم یکی ریاضی رو دوست داره حسابی تعجب میکردم. مگه میشه؟ مگه داریم؟!! آخه ریاضی غیر از یه عالمه فرمول بی سر و ته مگه چیز دیگه ای داره که بعضیا اینقد ازش خوششون میاد؟ منم یه روزی مثه همه شماها با این چیزا درگیر بودم تا اینکه یه سال یه دبیر ریاضی جدید واسمون اومد که تازه فهمیدم ریاضی چیه، تازه فهمیدم ریاضی تا چه اندازه میتونه آدم رو عاشق خودش بکنه. همین هم شد که الان با اینکه شغلم چیز دیگه ایه ولی ریاضی رو عاشقانه تدریس میکنم. من واقعا عاشق ریاضی ام. میخوام بقیه هم ریاضی رو همونجور که من میبینم ببینن. شاید با خودتون بگین مگه اون معلم من چیکار کرد که من اینقد عاشق ریاضی شدم. اولین کاری که دبیرمون کرد این بود که اومد واسه هر مبحث ریاضی کاربرداش توی زندگی و آیندمون رو شفاف کرد. واسه هر مبحثی یه مثال عینی از زندگی واقعی میاورد و وقتی میخواست شروع کنه به درس دادن اول مفاهیم اولیه و اصلی ریاضی رو دوباره واسمون مرور میکرد چون میدونست که چون اونارو خوب یاد نگرفتیم و بلد نیستیم ریاضی واسمون تبدیل شده به یه غول بی شاخ و دم. یکی از همکلاسیام گفت استاد من میخوام برم تربیت بدنی. من دیگه چرا باید ریاضی رو یاد بگیرم. گفت قهرمان پرتاب وزنه باید بدونه تو چه زاویه ای و با چند تا چرخش میتونه به وزنه سرعت لازم رو بده تا فاصله دورتری بیفته. توی همه ورزش ها مثال زیاد پیدا میشه. شاید خود ورزشکارا با این مسائل آشنا نباشن ولی مشاوراشون هستن. اصن به این فک کردین همین ماشینایی که سوارشون میشیم چجوری درست میشن؟ واسه ساختن تک تک قطعاتشون از فرمولای ریاضی استفاده میشه. هرچی سواد تیم خودروساز توی ریاضیات مربوط به خودرو بیشتر باشه خودروهای با کیفیت تری میتونه تولید کنه. یه خودرو میسازن با حداکثر سرعت 300 کیلومتر در ساعت. نباید فکری واسه ترمزای این خودرو کرد؟ مثلا میشه یه ترمز بسازیم که درجا وایسته بدون اینکه سرنشینای خودرو اون رو احساس کنن؟ نباید فکری بحال دور زدن و پیچیدنش کرد؟ اینا همه از طریق فرمولای ریاضی محاسبه میشه. اصن به این فک کردین چجوری میشه که یه هواپیما با اون عظمت میتونه تا اون ارتفاع بره بالا و با اون سرعت پرواز کنه؟ بقیه رو میزارم به عهده خودتون ...

حالا یه کمی هم بشنویم از بزرگان:

راجر بیکن فیلسوف انگلیسی تو قرن 13 میلادی یعنی 8 قرن پیش !!! راجع به ریاضی گفته: "اگه کسی ریاضی یاد نگیره نمیتونه  چیزی از بقیه علوم و هر اونچه تو این جهان هست بفهمد..."

پیتر کریوتاکیس، که یه معلم ریاضی بود به دانش آموزاش در جواب اینکه چرا باید ریاضی یاد بگیریم به شوخی و خنده میگه: "ریاضی یاد بگیرین تا وقتی بچه هاتون بزرگ شدن بتونین تو تکالیف ریاضیشون کمکشون کنین". ولی در واقع بهشون پاسخ میده " ریاضی کمک می کنه تا در آینده درهای زیادی رو به موفقیت برای شما باز بشه".

جناب آقای ویوس هم نظرشون اینه که اگه کسی میخواد قدرت ذهنش رو به رخ بقیه بکشه بهتره ریاضی رو یاد بگیره.

خب سخن خود من رو هم اضافه کنیم تهش دیگه. به نظر من ریاضی زبان طبیعت و علم و جهان هستیه. همه چیز توی دنیا از طریق فرمولای ریاضی به هم مرتبط میشن. ریاضی به این دلیل واسه ریاضیدان ها زیباس که اونها فرمول ها رو توی ذهنشون نمی‌چرخونن یا حفظ نمیکنن، بلکه اونها رو به صورت یه ایده و مفهوم و یا یه تصویر متحرک توی ذهنشون به تصویر میکشن و اینجوری میشه که هر مسئله ریاضی رو براحتی میتونن حل کنن.

خب حالا بریم سراغ اینکه ببینیم ریاضی چه تاثیری توی زندگی شخصی ما میتونه داشته باشه:

حتما زیاد به گوشتون خورده که هر کی مهارت بیشتری در حل مسائل زندگی داشته باشه از شانس بیشتری برای موفقیت توی زندگیش برخورداره. به عبارت ساده تر بخوام بگم زندگی پر از مسئله و مشکله و هرکی بتونه تعداد بیشتری رو شکست بده موفقتره. مشکلات زندگی مثل سوالای ریاضی میتونن غیر منتظره و چالش برانگیز باشن. در واقع شما با یادگیری ریاضیات ذهنتون رو برای حل کردن انواع مسائل آماده میکنین. ریاضیات یه نوع ورزش و تمرین ذهنیه واسه بالا بردن مهارت حل مسئله.

تا اینجا حتما میگین اینا که تا الان گفتم هیچکدوم واسه تحمل سختی ریاضی کافی نیست. خب اگه بگم دکتر ریچارد رستاک در یکی از پژوهش هاش به این نتیجه می رسه که چون هوش یه پدیده انعطاف پذیر و قابل تغییری هست باید خیلی حواسمون به محیط زندگی و ماهیت تجربه هایی که در طول زندگی کسب می کنیم باشه. چون تمام تجربه های ما در زندگی بر شکل گیری ارتباطات عصبی مغزمون تاثیر میذارن. هرچه این تجربه ها پیچیده تر و عنی تر و چالش انگیزتر باشه این ارتباطات عصبی بیشتر و هوش ما تقویت میشه. حالا شما بگین از ریاضی چالش انگیزتر چی داریم؟ 

یه سوال، به نظرتون فراگیری ریاضی بین دانش آموزای یه جامعه چه فایده ای میتونه واسه اون جامعه داشته باشه؟

یه جناب پروفسور بولر داریم که معتقده اگه دانش آموزای یک کشوری از دانش ریاضی خیلی قوی برخوردار باشن اون کشور از نظر اقتصادی میتونه به جایگاه خوبی در بین سایر کشورها برسه. شرط اصلی این دانش بالا در ریاضیات هم علاقه دانش آموزان و آگاهی از اهمیت اونه. اولین قدم هم داشتن دبیران ریاضی هست که خودشون عاشق ریاضی باشن و بلد باشن چجوری این عشق و علاقه رو به دانش آموزاشون منتقل کنن. تو مجموعه ویتیچ شما از این قبیل دبیرا زیاد پیدا می کنین. در واقع شما با دبیرای مجموعه ویتیچ متوجه میشین که استفاده از عبارت " تدریس خصوصی ریاضی " کاملا اشتباهه و باید بجاش از " آموزش علاقه مند شدن به ریاضی " استفاده بشه.

 کلام آخر اینکه هرچی دانش آموزا بیشتر و بیشتر از درسی مثل ریاضی فرار کنن به همون میزان در آینده نسل تحصیل کرده اون کشور و جامعه با کاهش توان فکری و مهارت حل مسئله برای روبرو شدن با چالش های پیچیده جهانی مواجه میشه که خود این امر باعث میشه اون کشور از سایر کشورها در اقتصاد، صنعت، تکنولوژی و ... عقب بمونه.

پس بیاین با هم عاشق ریاضی بشیم، این تخصص ما ویتیچیاس ...


دیدگاه ها